نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد، فرصتي فراهم آورد تا رئيس آمريكا ستيز جمهوري اسلامي بار ديگر به كشوري سفر كند كه در طول دوره دو ساله رياست خود بارها با آن يا در آن ماجرا آفريده است؛ آمريكا. هاله نوري كه در نيويورك چشم اعضاي مجمع عمومي را روشن كرد يا نامهاي كه به رسم پيغامبران بسته به پاي كبوتر نامهرسان سفارت سوئيس براي خسرو پرويز زمان فرستاده شد نقاظ برجسته ماجرا سازي رئيس جمهور ماجراجوست.
گرچه هر كدام از اين ماجراها و ماجراجوييها هزار نكته باريكتر ز مو براي نكته بينان نكته آموز در خود نهفته دارد اما درسي كه رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا ميبايد آموخت از همه مهمتر و با ارزشتر است. درسي كه قبولي و يا مردودي در آن را تنها رفتار رئيس جمهور و يارانش در كشور جهان سومي ايران آشكار خواهد كرد نه لبخندهاي آقاي رئيس جمهور در نيويورك در برابر تشويقهاي معنيدار حضار.
حضور رئيس جمهور در دانشگاه مهم كشوري كه بارها ايران را «محور شرارت» خوانده است و جاري ساختن انتقادهاي صريح و بي رحم بر زبان عليه كشور ميزبان در آزادي مطلق و بدون بندهاي آشكار و نهان، حاوي نكتهاي است ظريف و در عين ظرافت عيان؛ احترام به آزادي دانشگاه.
درسي كه بايد رئيس جمهور و ياران اصولگرايش از رفتار دولت امريكا با نهاد مستقل دانشگاه بياموزند همانا احترام به دانشگاه و مقيمان حريم حرم آن است. دانشگاه و رفتار حاكمان با اين نهاد مقدس منتقد قدرت مرزي روشن ميان خودكامگي و مردم مداريست.
دانشگاه اگر چه امروز در اين ديار به لطف برخوردهاي غضب آلود حاكمان و دولت مردان از هميشه مظلوم تر و منزويتر است اما ديري نخواهد پاييد كه به عرصه رهبري اجتماع باز خواهد گشت و آن زمان هرگز كساني كه با آن بداخلاقي كردند و از دانشگاهيان خواستند تا بخاطر حضور مبارك دگرانديشان بر سر دولت فرياد بكشند را نخواهد بخشيد.