
در حوادث خرد و كلان چندماه گذشته با اينكه حرف براي زدن و مطلب براي نوشتن زياد بود اما نه زبان توان چرخش داشت و نه قلم نيروي حركت. اما درد مرگ «اكبر محمدي» سوزناكتر از آن است كه بتوان از آن گذشت. حالا ديگر اين نه قدرت قلم است و نه چرخش زبان، كه زجههاي قلبيست به فغان آمده از جستجوي بيپايان و بيحاصل عدالت.
نميشود و نبايد در قبال مرگ «اكبر» بيتفاوت بود. «اكبر» يكي از ما بود. اصلا «اكبر» ما بود. از ما تا «اكبر» و از «اكبر» تا ما را نميشود فاصله دانست. بيتفاوتي بر آنچه بر «اكبر» و «اكبر»ها گذشته و ميگذرد يعني بيتفاوتي برآنچه بر ما ميرود.
«اكبر» امروز ديگر در ميان ما نيست. و اين زخم، بيگمان، هرگز بر پيكره جنبش دانشجويي كهنه نخواهد شد. روحش شاد.
عبدالله مومني: حكم اوليه اعدام محمدي را بعد از 7 سال اجرا كردند
اطلاعيه دفتر تحكيم وحدت در محكوميت درگذشت اكبر محمدي
چگونه نگران نباشیم
از زهرا کاظمی تا اکبر محمدی
رفتنش سخت بود ولی رفت
اکبر محمدی به خدا پیوست
توضیحات وزیر دادگستری درباره مرگ اکبر محمدی