اگر آدمهایی مثل میرزا تقی خان امیرکبیر و مدرس و مصدق و .... به دست شاهان خیانتکار و جنایتکار از دور خارج نمی شدند بی شک همین ها کافی بودند در رسیدن ایران به جایگاه اصلیش. گیریم که آدمی مثل رضاخان خدمت های زیادی کرده  باشد اما کشتن طرفداران مشروطه و مخالفان استبداد و مجلسیان مستقل و مردمی که در نتیجه به منحرف کردن کشور از مسیر تحقق دموکراسی انجامید خیانتی است که حتی مجهز کردن همه ایران به خط آهن هم، آنرا جبران نمی کند.

" style="text-decoration: none"> اداره امور مملکتی
» از دوتا صفحه از دو شماره از روزنامه انقلاب اسلامی (روزنامه ی بنی صدر)  دو تا عکس گرفتم که اولی شرحی نیمه نصفه دارد و دومی بدون شرح است:

 

 

 

این شازده را که می شناسید؟ فکر نکنم نیازی به توضیح باشد. اگر نیاز به توضیح بیشتر داشتید اینجا را کلیک کنید! تصویر فوق، تصویر صفحه ای از روزنامه ی انقلاب اسلامی است که [1] در آن مصاحبه  سید حسین خمینی  با خبرنگار روزنامه مذکور چاپ شده است. گوشه هایی از این مصاحبه را برایتان می نویسم (به خدا حوصله و وقت تایپ کردن کل مصاحبه را ندارم)

*خبرنگار: اوضاع فعلی  را با توجه به نقشه های دشمنان چگونه بررسی می کنید؟
سید حسین خمینی: ... به طور خلاصه می گویم که واقع امر اینست که فعلا در یک مقطع حساسی قرار گرفته ایم که اگر شرایط عینی جامعه را همانطور که هست (چه در رابطه با خارج و چه در رابطه با داخل) ، در نظر نگیریم، به نظر من جمهوری اسلامی طرف سقوط می رود... .

... حالا مساله ای در رابطه با این زمینه سازی ها پیشمی آید و آن اینکه می آیند و این مساله را در جامعه مطرح می کنند، باینصورت که « روحانیت ایران مثلا با آقای بنی صدر مخالف است ». من خودم در روحانیت ایران بوده ام و هستم و با خیلی از آنها هم تماس دارم و راه و روششان را می دانم لذا باید بگویم که در حال حاضر 90 درصد روحانیت ایران با آقای بنی صدر موافق است. اما این روحانیت، روحانیتی است که در کنار است و در همین "روحانیت کنار" که متشخصین روحانیتند، علما و دانشمندان بزرگ اسلامی وجود دارند. اکثر این روحانیت  از وضع فعلی ناراضیند زیرا می بینند زیرا می بینند که خلافکاریها پای تمام روحانیت نوشته می شود. ...

*خبرنگار: دیده شده که در مجلس در یک جلسه علنی عده ای به سختی به ریاست جمهوری حمله کردند و حتی آقای خلخالی روزنامه انقلاب اسلامی را پاره کرذده اند و توهین های زیادی به رییس جمهور نموده، نظر شما چیست؟

سید حسین خمینی: می دانیم که خیلی از دوستان و نزدیکان آقای خلخالی را گرفته اند  و معلوم است که خود ایشان نمی توانند بی دخالت باشندو پرونده ای ممکن است داشته باشند البته در اینصورت با توجه به آنچه گفتم طبیعی است که ایشان چنان کاری بکنند!

س.ح.خ: اقلیتی در روحانیت آمده اند و حاکم شده اند و خودشان را به عنوان کل روحانیت معرفی می کنند.

س.ح.خ:
می دانیم که همکنون هم برای من و هم برای عمویم (حاج احمد خمینی)  پرونده سازی می کنند!

 

 

بدون شرح! [2]

 

پاورقی: [1] مورخ 25 اسفند 59  [2] مورخ 19 فروردین 58

" style="text-decoration: none"> کمی با انقلاب اسلامی
» وقتي سردارسپه خواست تا کابينه خود را به مجلس پنجم معرفي کند، در حين معرفي نام يکي از وزراي خود را فراموش کرد و پشت تريبون گير کرد عاقبت مجبور شد که از خود وزير نام وي را سوال کند. اين موضوع بخوبي مي رساند که سردارسپه مردي عامي و بي سواد بود و همين موضوع زمينه اي بدست جرائد اقليت ميدهد. اما جرائد اقليت ]1[ نمي توانستند صريحا اين مطلب را در منتشر نمايند و از طرف ديگر مي خواستند سردارسپه را هو کرده باشند. يکي از جرايد اقليت به نام « نسيم صبا»]2[ مقاله اي منتشر کرد با عنوان « توشيح عقايد» که در زير آمده است:



رضا
ي ملت بر اينست که قائد ايران حکومت

خان خاني و ملوک و الطوايفي را از دست يک مشت

بيسواد برهاند و مملکت ايران مانند ممالک مهم اروپا

که مقدرات خود را خودشان تعيين مي کنند بشود که

وزراي خود را بسموليت خود تعيين نمود و رييس عالي

خود را خود انتخاب کند – هرگاه يک ملتي بواسطه موانع

نتوانست مقدرات خود را با دست خود تعيين و در قضايا

بمجلس و اراده نمايندگان تکيه کرده خود را زنده بعالم

معرفي کند نميتواند در دنياي امروزه زندگي مستقل

بنمايد و وقتي يک ملتي خود را نتوانست زنده بداند

چطور مي تواند در پيشگاه دنياي آزاد قرن بيستم خود را

لايق و شايسته درک ترقيات شناسانده محو

رياست ها و سلطنت هاي موروثي را خواستگار و در مقابل

جمهور ملل سرافراز شده آسايش خود را چنانچه لازم

است اداره نمايد همچنين تسطيخ طرق تجارت و ساير

تامينات لازمه را تدارک کند ولي دست اجنبي

نمي گذارد ناجي ايران و قائد تواناي ايرانيان سردارملت

آزادانه اصلاحات را اجرا نمايد و آمال ملي را برآورد چه

بنويسيم و چه ننويسم ملت بايد صلاح خود را تشخيص دهد

لذا ما بملت مي گوييم گوش بدسائس اجانب نداده با لفاظ

موحش و لفافه دار بي پرده بظواهر کلمات ملون

عقايد ملي را که تلگراف ايالات شاهد آنست نيالوده از

حقه بازان عوام فريب پرهيز کنند ما حقايق ساده

را مينويسيم و مي گوييم بگذار مرتجعين ما را تکفير کنند!

برسولان پيام باشد و بس.

اگر کلمات اول از هر سطر مقاله مذکور را پشت سر هم قرار دهيم کليد رمز اين مقاله گشاده مي شود: « رضاخان بي سواد که وزراي خود نتوانست بمجلس معرفي بنمايد چطور لايق رياست جمهور]3[ است. تامينات نمي گذارد آزادانه بنويسيم لذا موحش عقايد حقه بازان را مينويسيم و مي گوييم بگذار مرتجعين ما تکفير کنند »

پاورقي:

1- اقليت مجلس پنجم متشکل از 14 نفر از جمله افرادي همچون سيد حسن مدرس و ملک الشعراي بهار بوده است که اين اقليت در واقع نماينده اکثريت مردم بوده و مخالف با سپه سالار بوده اند.

2- نسيم صبا روزنامه معروف و وابسته به فراکسيون اقليت مجلس پنجم بوده که با ملک شعراي بهار همکاري نزديک داشته است.

3- رضاخان قرار بود که قاجار را از صحنه سياست ايران بيرون کند و در کشور جمهوري اعلام کند اما اين امر با مخالفت مردم و مراکز قدرت مردمي و روحانيون روبرو شد و در نتيجه به قول ميرزاده عشقي، ماجراي « جمهوري قلابي » پايان يافت.

پي نوشت:

مشغول مطالعه کتاب « تاريخ بيست ساله ايران »، جلد سوم، نوشته حسين مکي بودم.رسيدم به مطلب فوق، ديدم از طرفي مطلب خيلي جالب است و از طرف ديگر نشان مي دهد شرايط جرايد در آن زمان با حالا خيلي تفاوتي نداشته است.

نمي دانم که آيا کتاب مذکور جديدا تجديد چاپ شده يا نه.چون کتابي که من در اختيار از کتابخانه پدر بزرگم به امانت گرفته ام و چاپ سال 1325 در چاپخانه مجلس است.

" style="text-decoration: none"> توشیح عقاید

»

یالثارات الحسین (ع) - هفته نامه افراطی انصار حزب الله

از این هفته قصد دارم خلاصه چند تا مطلب مهم از هفته نامه افراطی و وابسته به جناح راست و انصار حزب الله را اینجا بنویسم. البته شاید این روند به طور منظم انجام نشود ولی سعی می کنم هر هفته این بخش را به روز کنم. من فکر می کنم یالثارات اگر سایت اینترنتی داشت بسیار پر مخاطب و بیننده بود و البته علت آن نه محبوبیت آن بلکه جنجال آمیز بودن و در مواردی هم جالب بودن مطالب آن است.خوب می پردازیم به تیترها و خلاصه برخی مطالب:

1- جبهه اصولگرا فراگیر می شود:  جبهه گسترده اصولگرایان نه در چند حزب، بلکه ریشه در بدنه اجتماع دارند!

2- حکایت تاسف آور نام بن بستها با عناوین مقدس ائمه (ع): (خودم: مقاله ای در مورد اینکه چرا نام چند کوچه بن بست به نام ائمه است و از این جور حرفها. تعصبات بی موردی که باید از خدا خواست تا به متعصبینش فهم عطا نماید!)

 3- گزارش افشاگرانه یالثارات: نفوذ زنجیره ای منحرفین سیاسی در سازمان ارتباط اسلامی: این منحرفین کسانی نیستند جز طرفداران اصلاحات و بعضا طرفداران آیت الله منتظری! بخش هایی از این مقاله را که جالب و در بعضی جاها خنده دار است را در زیر می آورده ام:

الف)از سال 76 و همزمان با کامیابی مدعیان اصلاحات در انتخابات دوم خرداد، هجمه ای نامرئی از سوی عطاالله مهاجرانی در وزارت ارشاد، محمد علی ابطحی در نهاد ریاست جمهوری ، امین زاده و خوشرو در وزارت خارجه  و ...( خودم:خدا لعنت کند این مهاجمان را!)

ب) راننده مهدی هاشمی معدوم، سفیر فرهنگی ایران در استانبول شد! ب. الف که پیش از این در رایزنی ایران در فیلیپین با یک خانمی دست داده بود(!) (که دارای پرونده حراستی می باشد) اخیرا به عنوان وابسته فرهنگی ایران به استانبول اعزام شد.

ج) شاید تعجب کنید، اما باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد: آنهایی که در دوران تصدیشان در مرکز فرهنگی ایران در سال 80 کتابهایی نظیر شزح نهج البلاغه، حدائق الحقایق، ... را به جای اهدا به طلاب مدارس دینی آن کشور، به همراه اسناد و مکاتبات ارزشمند خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در دهلی آتش زدند و یا کتابهای نفیس را کیلویی 5 روپیه فروختند تا خمیر شود، کسانی که چند سال مراسم روز قدس را تعطیل کردند .... (خودم:این مقاله بسیار طولانی و جالب است اما از حوصله این پست خارج!)

4- انصار حزب الله بناب: فرار نیروی انتظامی از انجام وظیفه ذاتی در بر خورد با بی حجابی و بی عفتی توجیه ناپذیر است: انصار حزب الله بناب  با صدور بیانیه ای اعتراض آمیز از کوتاهی و اهمال مسوولان نیروی انتظامی در برخورد با بی عفتی، اشائه فحشا ئ فساد و هرزگی روز افزون در خیابانها بشدت انتقاد کرد. (خودم: یالثارات یک صفحه دارد با نام « اخبار انصار حزب الله از سراسر کشور»)

5- همشیره آغاجری: خط قرمز "معین" نباید جمهوری اسلامی باشد! 

الف) کاندیدای مشترک حزب مشارکت و سازمانی ها در واکنش به اظهارات اخیر سردمدار گروه غیرقانونی ملی-مذهبی، با تدارکاتچی خواندن خود در دوره ریاست جمهوری آینده درباره انگیزه اش گفت من برای دعوا نیامده ام.

ب) زهره آغاجری نیز ضمن زیر سوال بردن نظام و جداسازی آن از بطن انقلاب، خطاب به معین گفت: خط قرمز خاتمی نظام است حال آنکه به نظرم خط قرمز باید انقلاب باشد نه نظام و حال پرسش اینست که خط قرمز دکتر معین تا کجاست؟

6- برای حضور حداکثری مردم در انتخابات و انتخاب رییس جمهور اصلح؛ امت انقلابی! یک یا حسین دیگر ...  (خودم:شعار انتخاباتی بود در ضمن رییس جمهور اصلح یعنی احمدی نژاد!)

7- دختران خیابانی و پسران لاابالی شام غریبان حسینی را تبدیل به مراسم وهن آلود کردند! زنان و دختران خیابانی با پوشش مستهجن به همراه عده ای از پسران لاابالی امسال نیز به بهانه شام غریبات با تجمع در میدان محسنی و خیابان میرداماد اعتقادات دینی ملیونها ایرانی عزادار را  به سخره گرفتند. گزارشی مشابه گزارش جمهوری اسلامی.

8- اقدام درس آموز رییس مجلس در سایپا: رییس مجلس هدیه شرکت خودرو سازی سایپا را که در یک ساک سفری برای تعدادی از نمایندگان آماده شده بود نپذیرفت. (خودم: اقدام ایشان در دادن 1 ملیون تومان مزایا به نمایندگان درس آموز تر است!)

 اینها بعضی از تیترها و مطالب هفته نامه یالثارات بود.

" style="text-decoration: none"> نگاهی به هفته نامه یالثارات (1) – 5 اسفند
»

من براي هند چيز تازه اي نياورده ام. فقط نتيجه اي را كه از مطالعات و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگي قهرمانان كربلا به دست آورده ام، ارمغان ملت هند كردم. اگر بخواهيم هند را نجات بدهيم، واجب است همان راهي را بپيماييم كه حسين بن علي پيمود. <<مهاتما گاندي>>

(ويژه نامه ايام به نقل از مجله الغري)

 

" style="text-decoration: none"> گاندي و كربلا
»

 Adolf Eichmann - کارل آدولف آیشمن

کارل آدولف آیشمن (Karl Adolf Eichman) از سال 1941-1945 در سازمان گشتاپو، رئیس بخش مربوط امور یهودیان بود. او رئیس بخش عملیات مربوط به تبعید و اخراج 3 ملیون یهودی و فرستادن آنان به اردوگاه های مرگ بود. وی در سال 1932 به حزب اتریش پیوست و بعد از آن یکی از اعضای ss شد و در سال 1934 در اردوگاه کار اجباری داخو به عنوان سرجوخه مشغول به کار شد. 

وی در همان سال به
SD پیوست و مورد توجه هانریش هیلمر و رینهارد هابریچ قرار گرفت. تا سال 1935 هنوز مشغول کار در بخش مربوط به بازجویی و تحقیق درباره ی حل مساله یهودیان بود. در همین سال درباره ی مهاجرت یهودیان به خاور میانه با سران عرب مذاکره کرد.

با اشغال اتریش در مارس 1938 یهودیان را برای مهاجرت به وین تشویق کرد و چون کارش موفقیت آمیز بود، عده ای را به پراگ و برلین اعزام کرد.وی در سال 1939 مجددا به برلین برگشت  و ریاست سازمان امور حمل و نقل یهودیان را برعهده گرفت. 

ایشمن، کنفرانس ونسو را در رابطه با حل نهایی مساله یهودیان تشکیل داد و از این زمان به بعد کار فرستادن آنها به اردوگاه های مرگ و غارت اموالشان را آغاز کرد. در پایان جنگ جهانی دوم، وی دستگیر و در یک اردوگاه آمریکایی زندانی گشت. در همین زمان به طور ناشناس موفق به فرار به آرژانتین شد و با نام مستعار ریکاردو کلمنت ده سال در این کشور زندگی کرد.تا اینکه در سال 1960 آژانس امنیتی اسراییل (موساد) با همکاری سازمان امنیتی آلمان وی را دزدیده و به اسرائیل بردند.

وی از تاریخ 2 آوریل تا 4 آگوست 1961 در اورشلیم محاکمه و محکوم به مرگ شد. این حکم در تاریخ 31 می  1962 در زندان رام الله به اجرا درآمد.گفته شدهدر لحظه های آخر عمر آیشمن وقتی از او خواستند تا اگر پیامی دارد ابراز کند، گفت: یک خواسته دارم و آن اینست که اول نزد یک عالم یهودی به دین یهود در آیم، سپس اعدامم کنید!!

گفتند چه فرقی می کند و چه اثری برای تو دارد؟

گفت بگذار تا یک یهودی دیگر کشته شود!!!

 "آیشمن" لقبی است که مطبوعات خارجی در اوایل انقلاب به "صادق خلخالی" داده بودند!

پ.ن:
1- عکس عمو آدولف را به مرحمت و لطف
Google پیدا کردم.
2- مطلب فوق از زیر نویس کتاب "ایام انزوا" نوشته شیخ صادق خلخالی نقل شده است.
3- فانوس هم فیلتر شد. من که وظیفه ام را نسبت به جامعه فیلتر زده وبلاگی ادا کردم. نمی دانم شاید هم می خواهید به همان روشی که قبلا گفتم با فیلترینگ مبارزه کنید.

" style="text-decoration: none"> کارل آدولف آیشمن، ورژن آلمانی خلخالی
» "خلقیات ما ایرانیان " از جمله کتابهاییست که با بررسی مو شکافانه و رجوع به نظرات اقوام مختلف به بررسی اخلاق یک ایرانی پرداخته است. محمد علی جمال زاده در این کتاب با بی طرفی نظرات اقوام و شخصیت های مختلف را - از هرودوت تا مورخان معاصر- جمع آوری کرده و بخش هایی از آن را در کتاب "خلقیات ما ایرانیان" منتشر کرده است.

جمالزاده در اولین سطر از کتاب خود بیت مشهور سعدی - استاد سخن پارسی - را آورده است:

آینه گر عیب تو بنمود راست *** خود شکن، آیینه شکستن خطاست

و در واقع منتقدین و مخالفین را به تفکر و تامل درباره مطالب دعوت کرده است. امیدوارم شما هم ضمن مطالعه ادامه مطلب بیت مذکور را از یاد نبرید!

البته جمالزاده در فصلهای آغازین مسایلی همچون صفات پسندیده ی ایرانیان را نیز آورده است که من از ذکر آنها خود داری می کنم چرا که معتقدم در این مقوله دیدن نیمه ی پر لیوان جایز نیست.

جمال زاده در اوایل کتاب متذکر می شود که: " باید دانست که (( یک نفر ایرانی امروز)) از بسیاری جهات و بخصوص از لحاظ اخلاق و یا بقول مسائل ایران (مجله ای که اولین بار خلقیات ما ایرانیان را به صورت مقاله چاپ کرد) از حیث ((خلقیات)) تفاوت زیادی با ایرانی دیروز و پری روز ندارد و لهذا آنچه در باره ایرانیان دیروز و پری روز گفته اند درباره ایران امروز ( با پاره ای تفاوتهای غیر مهم) می توان صادق دانست. "

جمالزاده با بیان این مطلب به خواننده القا می کند که شاید هرودوت مربوط به سالهای خیلی دور باشد اما چون اخلاق یک ایرانی تفاوتی نکرده هنوز هم نظرات او و دیگران صادق اند.

در جایی دیگر می نویسد: " از قدیم الایام و از هرودوت ابولمورخین و .... تا برسد به زمانهای نزدیکتر  و دوره توسعه روابط  مناسبات بین المللی و آشنایی بیشتر بیگانگان با ایران درباره اخلاق  و اطوار ما از خوب و بد و زشت و زیبا مطالب بسیار نوشته اند.

جمع آوری آنهمه مطالب و مقولات پراکنده کار آسانی نیست ولی شاید بتوان گفت از جمله کارهایی است که عاقبت روزی باید صورت پذیرد. چیزی که هست امروز اقدام به چنین عملی کاری نیست که از جانب اکثر هموطنان ما پاداش نیکو و اجر بسزایی داشته باشد و بقول فرنگی ها کاری خواهد بود حق ناشناس یعنی نه تنها تعبیر به خدمت نخواهد گردید بلکه در نظر بسیار از هموطنان ما حکم خیانت و گناه را پیدا خواهد کرد که به چنین کاری دست بزند و بانی و فاعل چنین امری بگردد ممکن است بغیر از لعنت و نکوهش و نفرین مزد شستی نداشته باشد"

به نظر من مطلب بالا را می توان یکی از بزرگترین علل عقب افتادگی فرهنگی ایران دانست چرا که همواره فقط دیدن نیمه پر لیوان و خصلت های خوب باعث غفلت از صفات مذموم و پست می شود و مجال برای رشد این صفات فراخ می گردد و انسانی که دیگر سرشار از صفات بدی است که ناخواسته، خود در وجود خود بوجود آورده است دیگر تحمل شنیدن نقایص خود را ندارد و به همان اندک خوبی بسنده می کند و در نهایت آینه ای را که نقش او را راست می نماید، می شکند.

جمالزاده در صفحه 23 می نویسد: " ما ایرانیان امروز باید کلاه خود را قاضی نموده ببینیم در صورتی که حتی در زمان فتحعلی شاه یم نفر از دانشمندان همین فرنگیها موسوم به " سر جان ملکم " که ما و مملکتمان را خوب می شناخته و حتی اولین کسی است که تاریخ جامع و عالمانه مملکت ما را نوشته در همان زمان درباب مملکت ما در سفرنامه خود نوشته است: ((آدم در ایران به ندرت اشخاصی را می بیند که تهیدست باشند و باید اقرار نمایم که تا آنجایی که شخصا توانستم تشخیص بدهم در تمام ممالکی که دیده ام ایران از همه آنها کمتر گدا دارد.))

امروز چنین سخنی بسیار عجیب به نظر می آید و شاید خالی از اغراق نباشد اما گوینده (سرجان ملکم) هم آدم نادانی نبوده که زیاد بی اساس حرف بزند. در هر صورت اکنون باید دید چطور شد که کار ما ایرانیان که خود را عموما آن همه باهوش و رند  و زرنگ میدانیم و معتقدیم که کلاه بر سرفلک می گذلریم کارمان به جایی رسیده است که همین فرنگیها می گویند امروز  در دنیا کمتر مملکتی پیدا می شود که بقدر ایران آدم گرسنه و گدا داشته باشد! (توجه به این نکته لازم است که تمام این صحبتها و نقل ها مربوط به بیش از چهل سال پیش است که نه جمهوری اسلامی وجود داشت و نه حکومت به دست آخوندها بود. البته این حرف را به مصداق تایید حکومت از طرف من ندانید که این حکومت هم ...!)

 

* مطلب خلقیات ما ایرانیان به دلیل گستردگی بیش از حد در یکی دو قسمت نمی گنجد و فکر می کنم که بیشتر از 4-5 جلسه وقت می برد که ادامه ی آن منوط به نظر شماست.

** دوست عزیز از شما تقاضا دارم که اگر مایلید این بحث ادامه یابد حتما بیان نمایید چون ادامه این بحث بدون نظرات "ایرانیان" چندان سودی نخواهد داشت!

*** اگر مایل بودید حتما این مطلب را هم از دوست عزیزم خشایار که کم  و بیش درابطه با همین بحث است را نیز مطالعه کنید.

" style="text-decoration: none"> خلقیات ما ایرانیان

خبرگزاری وبلاگشهر
وبلاگ گروهى فانوس

بلاگ نيوز
دو در دو

"> خبرهايي كه «بيات» نمي‌شوند
"> سال شكوفايي و نوآوري مبارك؟!
"> بايد به زر نوشت!
"> بدون شرح!
"> درسي براي آقاي رئيس جمهور
"> عکس
"> یک حرف، یک عکس
"> صفحه را که باز کردم زود بستم!
"> رأفت اسلامي؛ حکایت چراغی که به مسجد روا بود اما...
"> نامزد اصلح (2)!
"> مصدق، نفت و نوروز
"> «در رفت»؛ به همين سادگي!
"> ننگ بشر بود!
"> آغاز پایان دولت؟
"> نامزد اصلح (1)!
"> دیپلماسی فعال
"> بدون شرح!
"> باز هم هجمه‌ای دیگر
"> بگذرد این «روزگار»
"> سالروز نبودن
"> گرچه ماه رمضان است ...
"> دهمين كنگره سازمان مجاهدين
"> من را در دادستاني استخدام كنيد!
"> آزادي در پَستو
"> اوكازيون!
"> احمدي‌نژاد، معجزه‌اي براي همه تاريخ
"> براي اكبر محمدي
"> خانه پدربزرگ
"> حادثه كوي دانشگاه از زاويه‌اي ديگر
"> دوراهی اقتصاد-اصلاحات در مسیر دموکراسی ایرانی
"> «جامعه پاک» حق مسلم ماست
"> آورده اند که ...
"> مدتی این مثنوی تاخیر شد
"> پر پروانه شکستن...
"> گفتمان‌های انتقادی سیاسی در دو برداشت
"> رخوت در وبلاگستان حاصل انتخابات نهم یا دولت نهم؟
"> اولین دبستان نوین و سرانجام آن
"> «فیلتر شدن»، مصدری که فعلش را هر روز صرف می‌کنیم!
"> ما نيز «لرزيديم»!
"> به سبك كيهان!
"> بحر را نمي‌توان در كوزه جا كرد!
"> بدون عنوان
"> ناگهان چه زود ...
"> سخني با دست اندر كاران فيلترينگ
"> فیلتر شدم
"> فكر كنم بار گران بوديم و رفتيم ...
"> تبليغات هسته اي!
"> ما انرژي هسته اي مي خوايم، يالا!
"> «گنجی»، بار سنگینی بر دوش خاتمی
"> راستیزم!
"> هشدار! نکند فیلترینگ اقتصادی شود
"> نگاهی به اخبار چند وقت دیگر در چنین روزی!
"> رای‌هایی که به ضرر او به صندوق‌ها ریخته شد
"> تــــیتر نــــدارد
"> تا مرد سخن نگفته باشد...
"> تراژدی انتخابات
"> امروز، روز انتخابات بود.
"> حرف آخر
"> معین ملت در اراک
"> سخنرانی حجاریان (1)
"> هاشمی، معین، آغاجری و قالیباف
"> ایسنای عزیز! چرا دقت نمی‌کنی؟
"> زمان عمل است!
"> عكس نوشت انتخابات (3)
"> بدون شرح یا شکار لحظه ها!
"> دوست عزیز! مغالطه نکنید!
"> عكس نوشت انتخابات (2)
"> یک کلام: متاسفم!
"> عكس نوشت انتخابات (1)
"> ماجراي صلاحيت‌ها و نامه سحرآميز
"> در مورد حکمی که حکومتی نبود
"> فيلترينگ و غيرفعال شدن سياسي
"> پنجمين جلسه پالتاكي با موضوع فيلترينگ
"> حکم حکومتی*، پایان یک روز بدون عقده
"> معين رد صلاحيت شد.
"> فراخوان بزرگ پذيرش آگهي وزارت ارتباطات
"> فيلمي به نام ثبت نام!
"> آفرين به بازتاب!
"> دزدي كه به دزد بزند، شاه دزد است!
"> من فلاني هستم!
"> وبلاگتان را نمونه كنيد!
"> تاجزاده، فرزندان شعبان، عباسي پلير
"> چهارمین کنفرانس بین المللی وبلاگ نویسان ایران
"> چهارمین گردهمایی مجازی وبلاگ نویسان ایرانی
"> آقای معتمدی! کار را یکسره کن!
"> از تسونامی هم بدتر!
"> نظرخواهی را با چراگاه یکی نکنید.
"> کاشی نامه یا سفرنامه کاشان!
"> کمترین کار
"> بلاگیران - برداشت چهارم
"> به مناسبت روز سعدی
"> لطفا اصلاح بفرمایید
"> پوست انداختم - پوست وبلاگ مسیح را کندند
"> پوست اندازی
"> یک دلیل دیگر برای رای دادن به معین!
"> حساسیت زدایی!
"> دو فتوای متضاد
"> اداره امور مملکتی
"> کمی با انقلاب اسلامی
"> توشیح عقاید
"> خر در خزینه
"> بی عنوان
"> خونه پدربزرگه!
"> در بروجرد!
"> چگونه صداي جلسات پالتاكي را ضبط كنيم؟
"> چند مساله و چهارشنبه سوري
"> اين قصه سر دراز دارد
"> بر ما چه گذشت - روايتي از دومين جلسه پالتاكي
"> دسترسي ممكن نمي باشد!
"> دومين گردهمايي وبلاگ نويسان ايران
"> توهین به رهبری؟!
"> گزارش صوتي/تصويري از گردهمايي وبلاگ نويسان ايران
"> 5 فرمول
"> اولين گردهمايي وبلاگ نويسان ايران
"> استفتاي اينترنتي
"> نگاهی به هفته نامه یالثارات (1) – 5 اسفند
"> حالم گرفتست ...
"> اندر حكايت "فساد" و نقش "مستراح"وارانه اش در جامعه
"> بخش زیادی از محتوای فارسی پرید!
"> گاندي و كربلا
"> شیعه، حسین (ع)، عاشورا
"> اگر من رهبر بودم ...
"> این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست ...
"> مداحي هاي ابلهانه و واكنش آخوندها
"> این، فرهنگ عاشورا نیست!
"> بی پرده گویی جنجال برانگیز
"> ... Jackson
"> ماجرای دکتر و مهندس های قلابی و بی دقتی رسانه ها
"> کارل آدولف آیشمن، ورژن آلمانی خلخالی
"> فیلترینگ خاموش
"> سایت یهود دات نت در سرویسهای اطلاعات اسرائیل
"> تیکه ی حزب اللهی!
"> بزرگترین حامی تروریست؛ ایران یا آمریکا؟
"> ابوالفضل پارتی!
"> مجلات در پیت!
"> بخشنامه جدید در مورد انتخابات
"> نظرسنجی: آیا آمریکا به ایران حمله می کند؟
"> خلقیات ما ایرانیان
"> مصلحت و حقیقت
"> اورکات دوباره فیلتر شد
"> حتی اخبار هواشناسی هم دروغ می گوید!
"> وقتی حسین درخشان و ضرغامی روی هم میریزند!
"> دوباره مشکل
"> سوپر پمپ پیشرفته
"> چگونه بوسیله ی وبلاگ مشکل فیلترینگ و بیکاری را حل کنیم!
"> تمدن و تجدد
"> تولد دوسالگی
"> نامه سرگشاده به مرتضوی
"> اینترنت یا فیلترنت، مساله اینست!
"> اینترنت یا فیلترنت ... مساله اینست!
"> بی عنوان
"> وضعيت تاسف بار حقوق ...
"> تسونامی
"> ثمره نبوغ مهندسین و دسترنج کارگران ایرانی!
"> بم پس از یک سال
"> مجاهدین خلق (2)
"> مجاهدین خلق (1)
"> مبارزه براي آزادي، حقوق بشر، ... يا پول؟
"> شب یلدا مبارک
"> دیگر برای گنگادین بهشتی نیست!
"> ايست،اينجا حريم خصوصيست!
"> از خرازي و شعلان و خاتمي و پهلوي گذشتيم ... نوبت من شد
"> خنده تاریخی استرا!
"> 16 آذر و خاتمی

 

سخنرانی حجاریان (1)
جمعه, 20 خرداد 1384